|
سیوجان یکشنبه 26 آبان 1392 :: 12:54 :: نويسنده : payam59
چرا صالحان، گرفتار مشكلات هستند و مجرمان و گنهكاران، در رفاه به سر مىبرند؟ از آنجا كه خداوند اولیاى خود را دوست دارد، لذا اگر خلافى كنند، فوراً آنان را با قهر خود مىگیرد تا متذكّر شوند، چنانكه خداوند در قرآن مىفرماید: اگر پیامبر سخنى را كه ما نگفتهایم به ما نسبت دهد، با قدرت او را به قهر خود مىگیریم: « وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ ادامه مطلب ... شنبه 25 آبان 1392 :: 22:19 :: نويسنده : payam59
اَم لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّى * فَلِلَّهِ الْأَخِرَةُ وَالْأُوْلَى * وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِى السَّمَوَاتِ لَا تُغْنِى شَفَاعَتُهُمْ شَیْئاً إِلَّا مِن بَعْدِ أَن یَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن یَشَآءُ وَیَرْضَى (سوره نجم آیات 24-26)
نگاهى به مبحث آرزو با توجه به آیات و روایات: ادامه مطلب ... شنبه 25 آبان 1392 :: 22:14 :: نويسنده : payam59
على (علیه السلام ) مى فرماید: روزى از پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم پرسیدم : یا رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم حیوانات مسخ شده کدامند؟ حضرت فرمود: آنها سیزده حیوان هستند:فیل ، خرس ، خوک ، میمون ، مارماهى ، سوسمار، شب پره (یا پرستو)، کرم سیاه ، آبى عقرب ، عنکبوت ، خرگوش ، سهیل و زهره (نام دو حیوان دریایى است )
سهشنبه 21 آبان 1392 :: 07:39 :: نويسنده : payam59
إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَّن تَبُورَ(سوره فاطر آیه 29) تجارت با خداوند داراى امتیازات و بركاتى است: پنجشنبه 02 آبان 1392 :: 21:26 :: نويسنده : payam59
ياد خدا به هنگام بلا و گرفتارى(ذيل آيه 156 سوره بقره)
مصيبتهايى كه از طرف اوست، تصرف مالك حقيقى و خداوند در مملوك خود است. اگر انسان بداند كه خداوند حكيم و رحيم است و او نيز بندهاى بوده كه قبلاً هيچ نبوده؛ «لم يك شيئاً»( مريم، 67) و حتّى بعد از مراحلى هم چيز قابل ذكرى نبوده است؛ «لم يكن شيئاً مذكورا»( انسان، 1) خواهد پذيرفت كه من بايد در اختيار او باشم. او مرا از جماد به نبات، و از نبات به حيوان و از مرتبهى حيوانيّت به انسانيّت سوق داده و اين حوادث را براى رشد و ارتقاى من قرار داده است. همانگونه كه ما دانهى گندم را زير فشار، آرد مىكنيم و بعد نيز در آتش تنور، تبديل به نان مىكنيم تا مراحل وجودى او را بالا بريم. تعریف لغوی تهمت بهتان و تهمت عبارتست از اینکه انسان در حق غیر به چیزی که راضی نیست دروغ بگوید به عبارت دیگر چیزی را به دروغ به دیگری نسبت دهد و شخصی که مرتکب گناه و عمل زشتی نشده به انجام آن متهم کند و یا عیب و نقصی را که در او نیست به او بچسباند و فرقی نیست که این نسبت دروغ در حضور او باشد یا در غیاب. بدترین نوع دروغ در حقیقت بهتان بدترین نوع دروغ است و چنانچه اتهام شخص در غیاب وی باشد غیبت هم بشمار میآید و انسان در واقع مرتکب دو گناه شده است یکی دورغ و دیگری غیبت و بزرگترین ظلم در حق برادر مؤمن آنست که او را متهم به ارتکاب گناهی کنی که هرگز آنرا انجام نداده است. بهتان باصطلاح همین برچسب زدن به این و آن است که متاسفانه همواره در جوامع بشری مطرح بوده و امروزه نیز بزرگترین ابزار دشمنان و مخالفان است. آثار سوء اجتماعی تهمت ادامه مطلب ... جمعه 26 مهر 1392 :: 22:24 :: نويسنده : payam59
1. «كلوا و اشربوا و لاتسرفوا»( اعراف، 31) بخوريد و بياشاميد، ولى اسراف نكنيد. ادامه مطلب ... چهارشنبه 17 مهر 1392 :: 13:24 :: نويسنده : payam59
آثار ایمان و عمل صالح 1-رسیدن به حیات طیب:
2 - پوشاندن لغزشها و اصلاح كارها: «والذین آمنوا و عملوا الصالحات و آمنوا بما نزّل على محمد و هو الحق من ربهم كفّر عنهم سیّئاتهم و اصلح بالهم» 3 - مشمول رحمت الهى شدن: 4 - محبوبیت در جان مردم: ادامه مطلب ... دوشنبه 08 مهر 1392 :: 22:17 :: نويسنده : payam59
شرایط امر به معروف ونهی از منکر امر به واجب، واجب است و امر به مستحب، مستحب است و نهی از حرام، واجب؛ ولی این وجوب و استحباب مخصوص گروه خاصّی است و آن طور که غزّالی تصوّر کرده، شامل یکایک مردم نمی شود بلکه با چهار شرط بر فرد ثابت می گردد: 1- علم به واجب یا مستحب و یا حرام بودن امور؛ یعنی شناخت معروف یا منکر به دور از شبهه، بنابراین در امور متشابه امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست. 2- احتمال تأثیر، بنابراین اگر بداند یا احتمال قوی بدهد که اقدامش تأثیر ندارد، واجب و مستحب نیست چون بی فایده است. 3- شخص مخاطب امر به معروف و نهی از منکر بر ادامه عمل خود اصرار داشته باشد. اما اگر نشانه ای باشد که آن کار را ترک کرده است، تکلیف ساقط می شود. چون دیگر امر به معروف و نهی از منکر بیهوده است. ادامه مطلب ... پنجشنبه 04 مهر 1392 :: 13:47 :: نويسنده : payam59
و اما تارکين نماز را مي توان به چهار دسته تقسيم کرد: .1 ترک نماز از روي انکار: يعني نماز را که يکي از ضروريات دين است، واجب ندانسته و خود را موظف و مکلف به انجام آن نمي داند، چنين شخصي کافر است. 2.ترک نماز از روي سهل انگاري و بي اعتنايي: اين قبيل افراد با ترک نماز، مرتکب گناه کبيره شده و فاسق مي گردند. 3.ترک نماز در بعضي اوقات: اين اشخاص در اثر ضعف ايمان و بي توجهي به آخرت، گاهي نماز خوانده و گاهي ترک مي کنند و يا اين که نماز را در وقتش بجا نمي آورند، اينان هرچند مانند دو قسم ديگر نيستند، لکن از روايات اين گونه استفاده مي شود که از ضايع کنندگان نمازند. چنانکه اميرالمؤمنين علي(ع) مي فرمايد: «هيچ عملي به پيشگاه خداوند محبوب تر از نماز نيست، پس چيزي از امور دنيا، شما را از خواندن نماز اول وقت باز ندارد، زيرا خداوند تعالي مذمّت نموده قومي را و فرموده: واي بر آن نمازگزاراني که از نمازشان غفلت کنند و در انجام آن در اول وقت مسامحه ورزند و عمداً تأخير اندازند»(وسائل الشيعه، جلد3، صفحه ي82 ) 4. ترک واجبي از واجبات نماز: يعني نماز مي خواند، اما نه آن نمازي که از او خواسته اند، بلکه نمازي که در لباس يا مکان غصبي خوانده شده و يا قرائت و اذکار واجبي را غلط مي خواند. از ظاهر روايات چنين احتمال مي رود که اين قبيل افراد نيز از ضايع کنندگان نماز به شمار مي روند. رسول خدا(ص) فرمود: «دزدترين دزدها کسي است که از نمازش بدزدد، گفته شد: يا رسول الله، چگونه از نمازش مي دزدد؟ فرمود: رکوع و سجود آن را تمام انجام نمي دهد»( مستدرک الوسائل، جلد1، صفحه ی172 (. طبق آنچه گفته شد، نماز نشانه ي مليّت اسلام است، اگر کسي عمداً آن را ترک کند از دايره ي اسلام خارج شده و قطعاً به آتش دوزخ الهي گرفتار خواهد آمد.
درباره وبلاگ آخرین مطالب پيوندها نويسندگان |
|||
|
|