اَم لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّى * فَلِلَّهِ الْأَخِرَةُ وَالْأُوْلَى * وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِى السَّمَوَاتِ لَا تُغْنِى شَفَاعَتُهُمْ شَیْئاً إِلَّا مِن بَعْدِ أَن یَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن یَشَآءُ وَیَرْضَى (سوره نجم آیات 24-26)
آیا (مىپندارید كه) انسان، به هر چه آرزو دارد مىرسد؟ پس آخرت و دنیابراى خداوندست و چه بسا فرشتگانى كه در آسمانها هستند، (ولى) شفاعت آنان سودى ندارد، مگر بعد از آنكه خداوند براى هر كه بخواهد و رضایت دهد، اجازه شفاعت دهد.
نگاهى به مبحث آرزو با توجه به آیات و روایات:
ارزش آرزو:
آرزو عامل و انگیزه حركت و رشد است. رسول اكرمصلى الله علیه وآله فرمودند: «لولا الامل ما رضعت والدة ولدها و لا غرس غارس شجرها»( بحار، ج 77، ص 137) اگر آرزو نبود، نه مادرى كودك خود را شیر مىداد و نه كشاورزى درختى را مىكاشت.
حضرت عیسىعلیه السلام، پیرمردى را دید كه بیل در دست دارد و زمین را شخم مىزند، گفت: خدایا! آرزو را از این مرد بگیر. دید پیرمرد بیل را كنار گذاشت و خوابید. پس از مدتى، حضرت عیسى از خدا خواست كه آرزو به او برگردد، مشاهده كرد كه پیرمرد بلند شد و شروع به كار كرد.( بحار، ج 14، ص 329)
مهار كردن آرزو:
آرزوها باید در چارچوب امكانات، استعدادها، شرایط و ظرفیّت باشد وگرنه سر از موهومات در مىآورد. امام علىعلیه السلام فرمودند: «بیشترین ترس من بر شما، از هوا پرستى و آرزوهاى طولانى است».( نهجالبلاغه، خطبه 28)
آرزوهاى منفى:
در قرآن از بعضى آرزوها انتقاد و نهى شده است. نظیر كسانىكه آرزو داشتند ثروت قارون را داشته باشند و مىگفتند: «یا لیت لنا مثل ما اوتى قارون»( قصص، 79)
یا آرزو دارند مورد ستایش نابجا قرار گیرند: «یحبّون أن یحمدوا بما لم یفعلوا»( آلعمران، 188.)
یا آرزو دارند بر دیگران برترى داشته باشند. «تلك الدار الاخرة نجعلها للذین لا یریدون علوّاً فى الارض»( قصص، 83)
بارها خداوند با جملات: «لا تعجبك اموالهم»( توبه، 55 و 85) و «لا تمدّنّ عینیك»( حجر، 88 و طه، 131) مؤمنان را از نگاههاى آرزومندانه به سرمایه داران و مرفّهان باز داشته است.
آرزوهایى كه به آن نمىرسند:
در قیامت بارها مجرمان «یا لیتنى» (اى كاش) مىگویند؛ ولى چه سود:
«یا لیتنى كنت ترابا»( نباء، 40.) اى كاش خاك بودم. (خاك، یك دانه مىگیرد و یك خوشه مىدهد. خاك، فاضلاب را مىگیرد و آب زلال مىدهد؛ ولى بعضى انسانها جز فسادكارى نمىكنند.)
«یا لیتنى اتّخذت مع الرسول سبیلا»( فرقان، 27.) اى كاش با پیامبر یك راهى را انتخاب كرده بودم.
«یا لیتنى لم اوت كتابیه»( حاقّه، 26) اى كاش نامه عمل به دستم نمىرسید.
«یا لیتنى قدّمت لحیاتى»( فجر، 25) اى كاش براى روز حیاتم كه امروز است، چیزى از پیش فرستاده بودم.
«یا لیتنا نردّ و لا نكذّب»( انعام، 27) اى كاش به دنیا بازگشته و دیگر تكذیب نمىكردیم.