سیوجان
شنبه 25 آبان 1392 :: 22:19 ::  نويسنده : payam59

                                                                                                                                      اَم لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّى‏ * فَلِلَّهِ الْأَخِرَةُ وَالْأُوْلَى‏ * وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِى السَّمَوَاتِ لَا تُغْنِى شَفَاعَتُهُمْ شَیْئاً إِلَّا مِن بَعْدِ أَن یَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن یَشَآءُ وَیَرْضَى‏ (سوره نجم آیات 24-26)
 آیا (مى‏پندارید كه) انسان، به هر چه آرزو دارد مى‏رسد؟ پس آخرت و دنیابراى خداوندست و چه بسا فرشتگانى كه در آسمان‏ها هستند، (ولى) شفاعت آنان سودى ندارد، مگر بعد از آن‏كه خداوند براى هر كه  بخواهد و رضایت دهد، اجازه شفاعت دهد.

 

نگاهى به مبحث آرزو با توجه به آیات و روایات:
 ارزش آرزو:
آرزو عامل و انگیزه حركت و رشد است. رسول اكرم‏صلى الله علیه وآله فرمودند: «لولا الامل ما رضعت والدة ولدها و لا غرس غارس شجرها»( بحار، ج 77، ص 137) اگر آرزو نبود، نه مادرى كودك خود را شیر مى‏داد و نه كشاورزى درختى را مى‏كاشت.
حضرت عیسى‏علیه السلام، پیرمردى را دید كه بیل در دست دارد و زمین را شخم مى‏زند، گفت: خدایا! آرزو را از این مرد بگیر. دید پیرمرد بیل را كنار گذاشت و خوابید. پس از مدتى، حضرت عیسى از خدا خواست كه آرزو به او برگردد، مشاهده كرد كه پیرمرد بلند شد و شروع به كار كرد.( بحار، ج 14، ص 329)
 مهار كردن آرزو:
آرزوها باید در چارچوب امكانات، استعدادها، شرایط و ظرفیّت باشد وگرنه سر از موهومات در مى‏آورد. امام على‏علیه السلام فرمودند: «بیشترین ترس من بر شما، از هوا پرستى و آرزوهاى طولانى است».( نهج‏البلاغه، خطبه 28)


 آرزوهاى منفى:
در قرآن از بعضى آرزوها انتقاد و نهى شده است. نظیر كسانى‏كه آرزو داشتند ثروت قارون را داشته باشند و مى‏گفتند: «یا لیت لنا مثل ما اوتى قارون»( قصص، 79)
یا آرزو دارند مورد ستایش نابجا قرار گیرند: «یحبّون أن یحمدوا بما لم یفعلوا»( آل‏عمران، 188.)
یا آرزو دارند بر دیگران برترى داشته باشند. «تلك الدار الاخرة نجعلها للذین لا یریدون علوّاً فى الارض»( قصص، 83)
بارها خداوند با جملات: «لا تعجبك اموالهم»( توبه، 55 و 85) و «لا تمدّنّ عینیك»( حجر، 88 و طه، 131) مؤمنان را از نگاه‏هاى آرزومندانه به سرمایه داران و مرفّهان باز داشته است.
 آرزوهایى كه به آن نمى‏رسند:
در قیامت بارها مجرمان «یا لیتنى» (اى كاش) مى‏گویند؛ ولى چه سود:
«یا لیتنى كنت ترابا»( نباء، 40.) اى كاش خاك بودم. (خاك، یك دانه مى‏گیرد و یك خوشه مى‏دهد. خاك، فاضلاب را مى‏گیرد و آب زلال مى‏دهد؛ ولى بعضى انسان‏ها جز فسادكارى نمى‏كنند.)
«یا لیتنى اتّخذت مع الرسول سبیلا»( فرقان، 27.) اى كاش با پیامبر یك راهى را انتخاب كرده بودم.
«یا لیتنى لم اوت كتابیه»( حاقّه، 26) اى كاش نامه عمل به دستم نمى‏رسید.
«یا لیتنى قدّمت لحیاتى»( فجر، 25) اى كاش براى روز حیاتم كه امروز است، چیزى از پیش فرستاده بودم.
«یا لیتنا نردّ و لا نكذّب»( انعام، 27) اى كاش به دنیا بازگشته و دیگر تكذیب نمى‏كردیم.



درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید با سلام خدمت بازدید کننده های محترم همچنین هم شهری های عزیز.از بازدید کننده های عزیز وبزرگوار که از این وبلاگ بازدید کردند کمال تشکر را دارم. یادتون نره. منتظر نظرات آموزنده شما هستم با تشکر.
آخرین مطالب
پيوندها
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران