|
سیوجان شنبه 09 شهریور 1392 :: 14:07 :: نويسنده : payam59
شنبه 09 شهریور 1392 :: 14:00 :: نويسنده : payam59
پاداش در دنیا همان گونه كه كيفر و عذاب واقعى در قيامت است، همچنين پاداش اصلى و كامل در قيامت است، چون دنيا براى پاداش نيكوكاران نيز كوچك است، ولى منافاتى با پاداش و ثواب در دنيا ندارد. در اينجا نيز نمونههايى از آن را نقل مىكنيم: * در سوره آلعمران بعد از بيان شهامت و استقامت رزمندگانى كه هوادار انبيا بودند مىفرمايد: «فَأتاهُم اللَّهُ ثَوابَ الدّنيا و حُسْنَ ثَوابِ الآخِرة»(46) خداوند به آنان هم ثواب دنيا و فتح و پيروزى مرحمت فرمود و هم پاداش نيك آخرت را. * در باره حضرت ابراهيمعليه السلام نيز چنين مىخوانيم: «وَ آتَيناهُ فِى الدّنيا حَسَنة» ما در دنيا به ابراهيم نيكى عطا كرديم. * درباره پيامبران بزرگوار و طرفدارانشان مىخوانيم: «اِنّا لَنَنصُرُ رسُلَنا والّذين آمنوا فِى الحَيوةِ الدّنيا»(47) ماپيامبران خويش و كسانى را كه ايمان آوردهاند در همين دنيا يارى مىدهيم. همانطور كه گفتيم در دنيا امكان و ظرفيّت پاداش نيست و اگر در آياتى سخن از پاداش يا كيفر در دنيا مىشود تنها گوشه و نمونهاى از پاداش و كيفر است، ولى اصل جزا و پاداش در قيامت است. 46) سوره آلعمران، آيه 148.
پنجشنبه 07 شهریور 1392 :: 09:47 :: نويسنده : payam59
روش برخورد با مخالفان
مخالفان به چند دسته تقسيم مىشوند كه بايد با هر كدام به نحوى عمل كرد:
1211) ذيل آيه 34 سوره فصّلت. پنجشنبه 31 مرداد 1392 :: 13:59 :: نويسنده : payam59
صراط مستقيم
راه مستقيم مراتب و مراحلى دارد. حتّى كسانى كه در راه حقّ هستند، مانند اولياى خداوند، لازم است براى ماندن در راه و زيادشدن نورِ هدايت، دعا كنند. «والّذين اهتدوا زادَهم هُدى»
كسى كه مىگويد: «الحمدللَّه ربّ العالمين الرّحمن الرّحيم...» مراحلى از هدايت را پشت سر گذارده است، بنابراين درخواست او، هدايت به مرحله بالاترى است.
راه مستقيم، همان راه ميانه و وسط است كه حضرت علىعليه السلام مىفرمايد: «اليمين و الشمال مضلّة و الطريق الوسطى هىالجادّة»( بحار، ج 87، ص3) انحراف به چپ و راست گمراهى و راه وسط، جادهى هدايت است.
راه مستقيم يعنى ميانهروى واعتدال واحتراز از هر نوع افراط وتفريط، چه در عقيده و چه در عمل. يكى در عقايد از راه خارج مىشود وديگرى در عمل و اخلاق. يكى همه كارها را به خدا نسبت مىدهد، گويا انسان هيچ نقشى در سرنوشت خويش ندارد. و ديگرى خود را همه كاره و فعّالمايشاء دانسته و دست خدا را بسته مىداند. يكى رهبران آسمانى را همچون مردمان عادى و گاهى ساحر و مجنون معرّفى مىكند و ديگرى آن بزرگواران را در حدّ خدا مىپندارد. يكى زيارت امامان معصوم و شهدا را بدعت مىداند و ديگرى حتّى به درخت و ديوار، متوسل شده و ريسمان مىبندد. يكى اقتصاد را زير بنا مىداند و ديگرى، دنيا و امورات آن را ناديده مىانگارد.
در عمل نيز يكى غيرت نابجا دارد و ديگرى همسرش را بى حجاب به كوچه و بازار مىفرستد. يكى بخل مىورزد و ديگرى بىحساب سخاوت به خرج مىدهد. يكى از خلق جدا مىشود و ديگرى حقّ را فداى خلق مىكند.
اينگونه رفتار وكردارها، انحراف از مسير مستقيم هدايت است. خداوند دين پا برجا واستوار خود را، راه مستقيم معرّفى مىكند. «قل انّنى هَدانى ربّى الى صراط مستقيم»( انعام، 161) در روايات آمده است كه امامان معصومعليهم السلام مىفرمودند: راه مستقيم، ما هستيم.( تفسير نورالثقلين، ج1 ص20) يعنى نمونهى عينى و عملى راه مستقيم و اسوه و الگو براى قدم برداشتن در راه، رهبران آسمانى هستند. آنها در دستورات خود دربارهى تمام مسائل زندگى از قبيل كار، تفريح، تحصيل، تغذيه، انفاق، انتقاد، قهر، صلح و علاقه به فرزند و ... ، نظر داده و ما را به اعتدال و ميانهروى سفارش كردهاند. (در اين باره مىتوان به كتاب اصول كافى، باب الاقتصاد فى العبادات مراجعه نمود.) جالب آنكه ابليس در همين صراطِ مستقيم به كمين مىنشيند. شيطان به خدا گفت: «لاقعدنّ لهم صراطك المستقيم»( اعراف، 16.)
چه افرادی بر صراط اند ؟
یس(1)والقران الحکیم (2)انک لمن المرسلین (3)علی صراط مستقیم(4)سوره یس
يس[/ياسين] (1)
سوگند به قرآن حكمتآموز (2)
كه قطعا تو از [جمله] پيامبرانى (3)
بر راهى راست (4)
فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿43﴾
سوره زخرف
وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿76﴾ سوره نحل
در آیه اول و دوم سید المرسلین ، محمد مصطفی (ص) ، پیامبر بزرگ اسلام و در آیه سوم امیر المومنین علی (ع) افراد بر صراط معرفی شده اند و می دانیم که اهل بیت (ع) " کلهم نور واحد " هستند ، بنابراین اهل بیت عصمت و طهارت (ع) بر صراط اند و هدایت کنندگان بشراند به صراط المستیم !!!
چهارشنبه 30 مرداد 1392 :: 23:21 :: نويسنده : payam59
قرآن در آيات متعدّدى از برنامهها و توطئههاى دشمن خبر مىدهد و وظيفهى مسلمانان را به آنان گوشزد مىنمايد: 1256) ذيل آيه 1 سوره ممتحنه. سهشنبه 29 مرداد 1392 :: 23:02 :: نويسنده : payam59
دوشنبه 28 مرداد 1392 :: 23:07 :: نويسنده : payam59
علل مختلفی برای غصب خلافت وجود داشت که به بيان برخی از آنها می پردازیم: دوشنبه 28 مرداد 1392 :: 23:02 :: نويسنده : payam59
زيد بن ارقم بر معاويه وارد شد، ديد عمرو بن عاص با او بر يك تخت نشسته است، چون اين وضعيت را مشاهده كرد خود را در بين آن دو قرار داد. عمرو بن عاص به او گفت جاى ديگرى نيافتى كه آمدى اتصال مرا با اميرالمومنين قطع كردى ؟؟!
زيد در جواب گفت: رسول خدا به جنگى رفته بود و شما نيز با آن حضرت بوديد، چون چشم رسول خدا شما را با هم ديد نظر تندى بسويتان افكند، روز دوم و سوم نيز چون شما را با هم ديد با همان نظر به شما نگاه كرد در سومين روز فرمود: هر زمان كه معاويه را با عمرو بن عاص ديديد بينشان جدائى افكنيد زيرا اجتماع اين دو هرگز به خير نخواهد بود. ابن مزاحم اين روايت را چنانكه ذكر شد در ص 112 كتاب " صفين " خود آورده و ابن عبد ربه اين داستان را در ج 2 ص 29. " العقد الفريد ". از عباده بن صامت روايت كند و در روايتش تصريح دارد كه: رسول خدا اين سخن را در غزوه تبوك فرموده و عبارتش چنين است: هر زمان آندو را "معاويه و عمرو بن عاص" با هم يافتيد بين آنها جدائى افكنيد چه، اين دو هيچگاه بر امر نيك با هم جمع نمى شوند. یکشنبه 27 مرداد 1392 :: 22:46 :: نويسنده : payam59
روزی بهلول سرزده به کاخ حاکم کوفه وارد شد وچون حاکم نبود بر سر جای او نشست.نگهبان ها وقتی این صحنه را دیدند او را گرفتند وباشلاق زدند. در همین حال حاکم وارد شد و علت را پرسید نگهبان ها توضیح دادند.سپس حاکم از بهلول جویا شد. او گفت .من فقط چند دقیقه بر مسند تو تکیه زدم.این همه عذاب کشیدم خدا می داند فردای قیامت بر سر تو چه خواهد آمد شنبه 26 مرداد 1392 :: 23:15 :: نويسنده : payam59
درباره وبلاگ آخرین مطالب پيوندها نويسندگان |
||||||||||
|
|
||||||||||