آثار ایمان و عمل صالح 1-رسیدن به حیات طیب:
«مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ » نحل، 97
هر كس عمل صالحى انجام دهد چه مرد باشد چه زن در حالى كه ایمان دارد ما او را زنده مىكنیم به زندگى پاك و پاكیزهاى و پاداش مىدهیم او را به بهتر از آنچه عمل مىكنند.
2 - پوشاندن لغزشها و اصلاح كارها: «والذین آمنوا و عملوا الصالحات و آمنوا بما نزّل على محمد و هو الحق من ربهم كفّر عنهم سیّئاتهم و اصلح بالهم»
كسانى كه ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند به آنچه بر محمد صلى الله علیه وآله وسلم نازل شده و همه حق است و از سوى پروردگار نیز ایمان آوردند خداوند گناهانشان را مىبخشد و كارهایشان را اصلاح مىكند.
3 - مشمول رحمت الهى شدن:
«فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ» جاثیه، 30
كسانى كه ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند پروردگارشان آنها را در رحمت خود وارد مىكند.
4 - محبوبیت در جان مردم:
«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا» مریم، 96
كسانى كه ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند خداوند رحمن محبت آنها را در دلهاى مردم مىافكند.
5 - رستگارى:
«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَوَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ » مؤمنون 4-1
به تحقیق اهل ایمان رستگار شدهاند آنها كه در نمازشان خشوع دارند و از لغو و بیهودگى روى گردانند و زكات را انجام مىدهند.
6 - بهترین بندگان خداوند شدن:
«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ » بیّنه، 7
به تحقیق اهل ایمان و عمل صالح بهترین بندگان خداوند هستند و بهترین مردمان هستند.
روایات فراوانى از طرق شیعه و سنى آمده كه آیه «اولئك هم خیرالبریه» به حضرت علىعلیه السلام و شیعیان او تفسیر شده است. ابن عباس مىگوید: هنگامى كه این آیه شریفه نازل شد پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم به علىعلیه السلام فرمود: «هو انت و شیعتك تأتى انت و شیعتك یوم القیمة راضیین مرضیین و یاتى عدوك غضبانا مقمحین»
منظور از این آیه تو و شیعیانت هستید كه در روز قیامت وارد عرصه محشر مىشوید در حالى كه شما از خداوند راضى و خداوند هم از شما راضى است و دشمنت خشمگین وارد محشر مىشود و به جهنم به زور مىرود. (شواهد التنزیل 2 / 357)
7 - شكرگزارى خداوند:
«فَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا كُفْرَانَ لِسَعْيِهِ وَإِنَّا لَهُ كَاتِبُونَ » انبیاء، 94
هر كس چیزى از اعمال صالح انجام دهد، در حالى كه ایمان داشته باشد تلاش و كوشش او مورد ناسپاسى قرار نمىگیرد.
روایات
1 - نشانههایى از حقیقت ایمان
الف - اخلاص؛ قال علىعلیه السلام : «الایمان اخلاص العمل».
ایمان، خالص كردن عمل است . (غرر الحكم / 873)
ب - اختیار حق بر باطل؛ قال الصادقعلیه السلام : «انّ من حقیقة الایمان ان تؤثر الحق و ان ضرّك على الباطل و ان نفعك».
از نشانههاى حقیقت ایمان آن است كه حق را اختیار كنى گرچه به ضرر تو باشد بر باطل گرچه باطل سود داشته باشد . (بحار / 70 / 106)
ج - توكل؛ قال علىعلیه السلام : «لا یصدق ایمان عبد حتى یكون بما فى ید اللَّه سبحانه اوثق منه بما فى یده».
ایمان بنده راست نیست مگر اینكه به آنچه در دست خدا است اعتمادت بیشتر باشد از آنچه كه در دست خودت مىباشد . (بحار / 103 / 37)
2 - پذیرفته نشدن ایمان بدون عمل
قال رسول اللَّهصلى الله علیه وآله وسلم : «لا یقبل ایمان بلا عمل و لا عمل بلا ایمان».
ایمان بدون عمل و عمل بدون ایمان پذیرفته نمىشود . (كنزالعمال/ 260)
3 - ایمان عقد قلبى
قال رسول اللَّهصلى الله علیه وآله وسلم : «الایمان عقد بالقلب و لفظ باللسان و عمل بالجوارح».
ایمان عبارت است از اعتقاد قلبى و شهادت به زبان و عمل به اعضا و جوارح . (معانى الاخبار / 186)
4 - كمال ایمان
قال الصادقعلیه السلام : «لا یستكمل عبد حقیقة الایمان حتى یكون فیه خصال ثلاث الفقه فى الدین و حسن التقدیر فى المعیشة و الصبر على الرزایا».
حقیقت ایمان بندهاى كامل نمىشود مگر آنكه سه خصلت در آن باشد، فهم در دین و اندازه گیرى در زندگى و صبر بر گرفتارىها و مصیبتها. (بحار / 78 / 239)
5 - بهترین ایمان
قال رسول اللَّهصلى الله علیه وآله وسلم : «افضل الایمان ان تعلم ان اللَّه معك حیث ما كنت».
برترین ایمان آن ست كه بدانى خداوند با تو است در هركجا باشى . (كنزالعمال/66)
6 - درجات ایمان
قال الصادقعلیه السلام : «ان الایمان عشر درجات بمنزلة السلّم یصعد منه مرقاة بعد مرقاة فلا یقولنّ صاحب الاثنین لصاحب الواحد لست على شىء حتى ینتهى الى العاشر فلا تسقط من هو دونك فیسقطك من هو فوقك ...».
ایمان داراى ده درجه است همانند نردبان كه از پلهاى به پله دیگر بالا مىرود، بنابراین كسى كه صاحب دو درجه از ایمان است به كسى كه صاحب یك درجه از ایمان است نباید بگوید تو هیچ ایمان ندارى تا برسد به دهمى، بنابراین آن را كه از تو پایینتر است او را ساقط نكن زیرا این كار باعث مىشود كسى كه بالاتر از توست تو را ساقط كند . (كافى / 2 / 45)