ياد خدا به هنگام بلا و گرفتارى(ذيل آيه 156 سوره بقره)
مصيبتهايى كه از طرف اوست، تصرف مالك حقيقى و خداوند در مملوك خود است. اگر انسان بداند كه خداوند حكيم و رحيم است و او نيز بندهاى بوده كه قبلاً هيچ نبوده؛ «لم يك شيئاً»( مريم، 67) و حتّى بعد از مراحلى هم چيز قابل ذكرى نبوده است؛ «لم يكن شيئاً مذكورا»( انسان، 1) خواهد پذيرفت كه من بايد در اختيار او باشم. او مرا از جماد به نبات، و از نبات به حيوان و از مرتبهى حيوانيّت به انسانيّت سوق داده و اين حوادث را براى رشد و ارتقاى من قرار داده است. همانگونه كه ما دانهى گندم را زير فشار، آرد مىكنيم و بعد نيز در آتش تنور، تبديل به نان مىكنيم تا مراحل وجودى او را بالا بريم.
شعار صابران «انّا لِلّه و انّا اليه راجعون» است. در حديث مىخوانيم: هرگاه با مصيبتى مواجه شديد، جملهى «انّا لِلّه و انّا اليه راجعون» را بگوييد.( درّالمنثور، ج1، ص377) گفتن «انّا لِلّه» و ياد خدا به هنگام ناگوارىها، آثار فراوان دارد:
الف: انسان را از كلام كفر آميز و شكايت باز مىدارد.
ب: موجب تسليت و دلدارى و تلقين به انسان است.
ج: مانع وسوسههاى شيطانى است.
د: اظهار عقايد حقّ است.
ه : براى ديگران درس و الگو شدن است.
مردم در برابر مشكلات و مصايب چند دستهاند:
الف: گروهى جيغ و داد مىكنند. «اذا مسّه الشّر جزوعاً»( معارج، 20)
ب: گروهى بردبار و صبور هستند. «وبشّر الصابرين»
ج: گروهى علاوه بر صبر، شكرگزارند. «اللّهم لك الحَمد حَمد الشّاكرين لَك على مُصابهم»( فقره آخر زيارت عاشورا)
اين برخوردها، نشانهى معرفت هركس نسبت به فلسفهى مصايب و سختىهاست. همانگونه كه كودك، از خوردن پياز تند، بىتابى مىكند و نوجوان تحمّل مىكند، ولى بزرگسال پول مىدهد تا پياز خريده و بخورد